براي جستجو کافيست کل يا قسمتي از عبارت مورد نظر خود را وارد نماييد و بروي دکمه جستجو کليک کنيد
شایعاتی درباره آیت الله بهجت

سیاسی- حجت الاسلام و المسلمین شیخ علی بهجت گفت: در زمان آیت الله بهجت شایعاتی نسبت به ایشان روا شده است که ناحق بوده و ایشان همیشه توصیه می کردند که به این شایعات جواب ندهم.
وی تصریح کرد: کسانی هستند که در ظاهر به ایشان تواضع می کنند ولی در باطن بزرگترین خنجرها را به ایشان می زنند که من می دانم این ها چه کسانی هستند.
وی در تکذیب اولین شایعه ابراز داشت: عده ای با ظرافت خاصی، روز جمعه ای را در تقویم مشخص کرده اند و آن روز در سال 1414 را روز ظهور امام زمان مشخص کرده اند. این افراد اول این مطلب را از قول آقای بهجت نقل و به ایشان منسوب کردند و بعد با تقویم ثابت کردند این تاریخ در روز جمعه قرار داشته و مخاطب هم این مطلب را به راحتی باور می کرد.
وی ادامه داد: شایعه دیگری که منتسب به ایشان کرده بودند، این بود که ایشان گفته است در کرمان بناست زلزله ای رخ دهد که در پی انتشار این شایعه تماس های مکرری گرفته می شد برای اطلاع یابی از صحت این خبر.
شیخ علی بهجت شایعه دیدن قاتل امام زمان(عج) و بیهوش شدن موقع گرفتن وضو را نیز تکذیب کرد
وی افزود: این افراد در ساختن شایعات به اینجا هم بسنده نکردند و در ادامه گفتند که آقای بهجت رفتن به خیابان صفاییه را حرام اعلام کرده است. یک وقتی ایشان بعد از نماز با جوانی مواجه شدند و آن جوان گفت که آقا شما چرا رفتن به این خیابان را حرام اعلام کرده اید؟ آیت الله بهجت گفتند که من این را گفته ام؟ آن جوان گفت از قول شما گفته اند که در آن خیابان مغازه هایی وجود دارد که ویترین ها جالبی ندارد.
وی ادامه داد: آیت الله بهجت در جواب این شخص گفت که حالا اگر همین مغازه ها در خیابان های دیگری وجود داشته باشد چه؟ باز هم رفتن به آن خیابان ها حرام است؟ این در صورتی است که منزل آیت الله بهجت در همین خیابان صفائیه قرار دارد.
وی افزود: بازهم شایعات را بردند بالا و به بحث های مالی رساندند و گفتند که آقای بهجت این قدر از وجوهات مردمی دریافت کرده است وقتی ما حساب کردیم در 15سال مرجعیت ایشان حتی نصف این مال را هم به ایشان به عنوان وجوهات از سوی مردم نداده اند.

وی شایعه ای که ایشان در نظرات فقهی شان است که باید در عصر غیبت خمس را در زیر خاک پنهان کرد تا خود امام زمان تشریف بیاورد را رد کرد و اظهار داشت: ایشان معتقد بودند که در زمان غیبت کار مسلمانان نباید لنگ بماند و اصل ولایت فقیه را قبول داشتند.
وی شایعه تعطیلی دفتر آیت الله بهجت را نیز از سوی دفتر مقام معظم رهبری تکذیب کرد و افزود عده ای با پخش این شایعه قصد ضربه زدن به ایشان را داشتند و مقام معظم رهبری نیز در این حادثه مظلوم واقع شد.
وی در پاسخ به این سوال که می گویند ایشان دیانت را از سیاست جدا می دانست صحیح است یا خیر اظهار داشت: ایشان در سیاست کاملا صاحب نظر بود و نظرات را خود را هم اعلام می کرد، ولی به اهلش نه به رسانه ها و تلویزیون که به هیچ کاری نیاید.
وی ادامه داد: این که می گویند ایشان در انتخابات شرکت نمی کرد نادرست است.آیت الله بهجت شرکت نکردن در انتخابات را حرام می دانست. ولی از آنجایی که از دوربین ها فراری بود لذا در انظار عمومی رای نمی داد.
وی بحث موت اختیاری را از آنجایی مورد تایید قرار داد که امام خمینی نقل کرده اند و افزود عارفی بود که می گفت که من 25 مقام از ایشان می شناسم که عهد کردم که به کسی نگویم.
وی کراماتی نظیر طی الارض و چشم بصیرت ایشان را نیز تایید کرد و افزود علاوه بر اینها دیدارهایی هم ایشان با امام زمان داشته اند که متاسفانه عده ای از صحت این رویداد ها سوء استفاده کردند.
وی شایعات دیگری نظیر معتقد بودن ایشان به قمه زنی و رد نظریه ولایت فقیه و دیدن قاتل امام زمان هنگام وضو و بیهوش شدنش را نیز تکذیب کرد
وی شایعه نماز خواندن پشت سر امام زمان را بی اطلاع دانست و ابراز کرد در تاریخ بودند کسانی که پشت سر امام زمان نماز خواندن ولی حداقل بنده اطلاع ندارم که ایشان نماز خوانده اند یا نه؟
وی در پاسخ به این سوال که آیا آیت الله بهجت در مورد رییس جمهور و یا شخصیت های دیگر کشور اظهار نظری کرده بودند گفت: ایشان به هیچ عنوان در مورد اشخاص اظهار نظر نمی کرد.
وی شایعات دیگری نظیر معتقد بودن ایشان به قمه زنی و رد نظریه ولایت فقیه و دیدن قاتل امام زمان هنگام وضو و بیهوش شدنش را نیز تکذیب کرد.
وی ابراز داشت: در نقل و قول این شایعه ای که گفته شده است آیت الله بهجت از یکی از دوستانش در مورد ظهور می پرسد و او می گوید که امام زمان فرموده پیرمردها هم امید داشته باشند مقداری اشتباه صورت گرفته شده است و ایشان از کسی این سوال را نپرسیده بلکه درستش این است که آیت الله ناصری از آیت الله بهجت پرسیده آیا بشارتی از ظهور دارید که ایشان می گوید کسی بعد از نماز آمد کنار محراب و گفت امام زمان گفته است پیرمرد تر از تو و آیت الله بهجت هم امید داشته باشند که ظهور را درک خواهند کرد.
دفتر آیت الله بهجت تاکید می کند که این شایعه متاسفانه این طور نبوده که آیت الله بهجت قصد انتشارش را داشته باشد و بعد از شنیدن این خبر هم ایشان بسیار ناراحت می شوند و می گویند که اگر می خواستم که کسی بداند می گفتم.
برچسبها : نقل - رجا - نیوز - ازتبیان
0
آيتالله مكارم شيرازي از مراجع تقليد قم در جواب 3 استفتاء تأكيد كردند: معتقديم كه ولي فقيه نماينده امام عصر عليه السلام در زمان غيبت است.
به گزارش جهان نيوز، آيتالله مكارم شيرازي در پاسخ به 3 استفتاء درباره مفهوم و جايگاه ولايت فقيه، فتواي خود را بيان كردند.
سوال: بيان ميشود كه ولي فقيه داراي شأن اداره جامعه اسلامي از ميان شئون ائمه (ع) ميباشد، سوال من اين است كه آيا اين مطلب نوعي ورود به حريم ائمه (ع) نميباشد؟
جواب: ما معتقديم اداره شئون جامعه اسلامي بايد از سوي خداوند كه خالق همه انسانها است اجازه داده شود. (هر چند پذيرش مردم وسيله پيشرفت اين هدف است) و نيز معتقديم كه ولي فقيه نماينده امام عصر عليه السلام در زمان غيبت است.
سوال: آيا تبعيت از حكم حكومتي ولي فقيه بر مراجع تقليد هم واجب است؟
جواب: آري، واجب است.
سوال: در صورتي كه در زمينه سياسي يا اجتماعي حكمي از جانب رهبري جهت عامه شيعيان صادر شود آيا براي مقلدين ديگر مراجع تكليف ميآورد؟ در زمينههاي ديگر چطور و چرا؟
جواب: در مسائل حكومتي حكم ولي فقيه مطاع است.
مطالب مرتبط :
به نقل از رجا نیوز
نقل از صبح میمه
نقل از رجا نیوز
برچسبها : نقل - رجا - نیوز
0
درد دل يك دختر شهيد با پدرش
«پدرم گر تو بيايي به خدا من ز تو هيچ تقاضا نكنم؛ لحظهاي از پيشت جاي ديگر نروم، هر چه دستور دهي من بلافاصله انجام دهم، همه دم بر رخ ماهت، بوسه زنم؛ جان زهرا برگرد، جان زهرا برگرد.»
به گزارش فارس ، نامه دختر شهيد محمد ناصري به پدر شهيدش تنها يك نامه نيست، بلكه درد دل دختري است كه دوري از پدر و شرايط جامعه باعث شده است اين گونه دردناك با پدر خود سخن بگويد.
متن نامه زهرا ناصري به پدرش:
«بابا جان باز سلام؛ اي پدر جان منم زهرايت؛ دختر كوچك تو ؛ اي اميد من و اي شادي تنهاي من ؛ به خدا اين صدمين نامه بود؛ از چه رويي تو جوابم ندهي.
ياد داري كه دم رفتن تو، دامنت بگرفتم ؛ من تو را ميگفتم پدر اين بار نرو ؛ من همان روز، بله فهميدم سفرت طولانيست ؛ از چه رو، اي پدرم تو به اين چشم ترم هيچ توجه نكني ؛ به خدا خسته شدم، به خدا خسته شدم.
به خدا قلب من آزرده شده ؛ چند ساليست كه من منتظرم ؛ هر صدايي كه ز در ميآيد ؛ همچو مرغي مجروح؛ پا برهنه سوي در تاختهام؛ بس كه عكست به بغل بگرفتم ؛ رنگ از روي من و عكس تو رفته پدر؛ من و داداش رضا بر سر عكس تو دعوا داريم؛ او فقط عكس تو را ديده پدر ؛ با جمال تو سخن ميگويد
مادرم از تو برايش گفته؛ او فقط بوي تو را، ز لباست دارد ؛ بس كه پيراهنت بوييده ؛ بس كه در حال دعا روي سجاده تو اشك فشان ناليده ؛ طاقتش رفته دگر، پاي او سست شده، دل او بشكسته.
به خدا خسته شدم، به خدا خسته شدم؛ پدرم گر تو بيايي به خدا من ز تو هيچ تقاضا نكنم
لحظهاي از پيشت جاي ديگر نروم ؛ هر چه دستور دهي من بلافاصله انجام دهم؛ همه دم بر رخ ماهت، بوسه زنم ؛ جان زهرا برگرد، جان زهرا برگرد.
دائما مي گوييم مادرم هر كه رفته سفر برگشته؛ پدر دوست من، پدر همسايه، پدران ديگر ؛ پس چرا او سفرش طولانيست ؛ او كجا رفته مگر ؛ او كه هرگز دل بي مهر نداشت ؛ او كه هر روز مرا ميبوسيد؛ او كه مي گفت «برايش به خدا دوري از ما سخت است»؛ پس چرا دير نمود.
آري من ميدانم كه چرا غمگين است؛ علت تأخيرش من فقط ميدانم؛ آخر آن موقعها، حرف قرآن و خدا و دين بود؛ كربلا بود و هزاران عاشق؛ همه مسئولين چون رجايي و بهشتي بودند؛ حرف يك رنگي بود؛
ظاهر و باطن افراد ز هم فرق نداشت؛ همه خواهرها زير چادر بودند؛ صحبت از تقوا بود؛ همه جا زيبا بود؛
جاي رقص و آواز ، همه جا صوت قرآن ميآمد؛ همه خط ها روشن، خوب و خوانا بودند؛ حرف از ايمان بود؛
حرف از تقوا بود.
اما امروز پدر، درد و دل بسيار است؛ همه آنچه به من ميگفتي، رنگ ديگر دارد يا بسي كم رنگ است؛
خط كج گشته هنر؛ بيهنران همگي خوب و هنرمند شدند؛ كج روي محبوب است.
در مجالس و سخنرانيها جاي زيباي شهيدان خاليست؛ يا اگر هست از آن بوي ريا ميآيد.
حرف از آزادي است، حرف از رابطه با امريكاست؛ آري من ميدانم، علت اندوه تو اينست بابا؛ پدرم من اين بار مينويسم كه اگر برگشتن ز برايت سخت است ما بياييم برت؛ تو فقط آدرست را بنويس؛ در كجا منزل توست؛ مادرم ميداند؛ او به من ميگويد پدرت پيش خداست؛ در بهشتي زيبا، با همه همسفرانش آنجاست؛ خانهاش هم زيباست.
حضرت خامنهاي هم ميگفت «دخترم غصه نخور پدرت خندان است؛ دوستت ميدارد؛ تو اگر گريه كني پدرت هم به خدا ميگريد؛ همه شب لحظه خواب پدرت ميآيد؛ صورتت ميبوسد؛ دست بر روي سرت ميكشد».
من از آن لحظه دگر شاد و خوشحال شدم؛ از خدا ميخواهم؛ تا كه جان در تنم است؛ تا حياتي باقيست
رهبرم چون پدري بر سر من زنده بود؛ چهره زيبايش، چون جمال تو، شاد و پرخنده بود؛ من به تو قول دهم
كه دگر از اين پس؛ اين همه اشك و غم از ديده نريزم بابا؛ همچون مادر، ديگر از فراق غم تو؛ نيمه شب نوحه و زاري نكنم؛ تو فقط اي پدرم؛ از خدايت بطلب كه من و مادر و اين امت اسلامي؛ همگي چون تو پدر، راهمان راه شهيدان باشد؛ دائما بر سر ما سايه رهبر و قرآن باشد؛ پدرم خندان باش پدرم خندان باش.»
برچسبها : نقل - رجا - نیوز
0

