جستجو | جستجو در مطالب یا زهرا ( سلام الله علیها ) میمه

براي جستجو کافيست کل يا قسمتي از عبارت مورد نظر خود را وارد نماييد و بروي دکمه جستجو کليک کنيد

FloatingBlog Change Font
 
     
گزيده اي از : یا زهرا ( سلام الله علیها ) میمه
15 ذی الحجه میلاد امام هادی ع | عمومي

 

تولد امام دهم شيعيان حضرت امام على النقى علیه السلام رابه فرزند بزر گوار انحضرت امام زمان

 عجل الله تعالی

فرجه الشریف وبه همه منتظران عدالت مهدوی تبریک می گوییم

 

تولد امام دهم شيعيان حضرت امام على النقى (ع ) را نيمه ذيحجه سال 212 هجرى قمرى نوشته اند. پدر آن حضرت ، امام محمّد تقى جوادالائمه (ع ) و مادرش سمانه از زنان درست كردار پاكدامنى بود كه دست قدرت الهى او را براى تربيت مقام ولايت و امامت ماءمور كرده بود، و چه نيكو وظيفه مادرى را به انجام رسانيد و بدين ماءموريت خدايى قيام كرد. نام آن حضرت - على - كنيه آن امام همام (ابوالحسن ) و لقب هاى مشهور آن حضرت (هادى ) و (نقى ) بود. حضرت امام هادى (ع ) پس از پدر بزرگوارش ‍ در سن 8 سالگى به مقام امامت رسيد و دوران امامتش 33 سال بود. در اين مدت حضرت على النقى (ع ) براى نشر احكام اسلام و آموزش و پرورش و شناساندن مكتب و مذهب جعفرى و تربيت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهاى بلند برداشت .
نه تنها تعليم و تعلم و نگاهبانى فرهنگ اسلامى را امام دهم (ع ) در مدينه عهده دار بود،و لحظه اى از آگاهانيدن مردم و آشنا كردن آنها به حقايق مذهبى نمى آسود، بلكه در امربه معروف و نهى از منكر و مبارزه پنهان و آشكار با خليفه ستمگر وقت - يعنىمتوكل عباسى - آنى آسايش نداشت . به همين جهت بود كه عبداللّه بن عمر والى مدينه بنابر دشمنى ديرينه و بدخواهى درونى ، به متوكل خليفه زمان خود نامه اى خصومت آميزنوشت ، و به آن امام بزرگوار تهمتها زد، و نسبت هاى ناروا داد و آن حضرت را مركزفتنه انگيزى و حتى ستمكارى وانمود كرد و در حقيقت آنچه در شاءن خودش و خليفه زمانشبود به آن امام معصوم (ع ) منسوب نمود، و اين همه به جهت آن بود كه جاذبه امامت و ولايتو علم و فضيلتش مردم را از اطراف جهان اسلام به مدينه مى كشانيد و اين كوته نظران دون همت كه طالب رياست ظاهرى و حكومت مادى دنياى فريبنده بودند، نمى توانستندفروغ معنويت امام را ببينند. و نيز (مورخان و محدثان نوشته اند كه امام جماعت حرمين (مكه و مدينه ) از سوى دستگاه خلافت ، به متوكل عباسى نوشت : اگر تو را به مكه ومدينه حاجتى است ، على بن محمّد (هادى ) را از اى ديار بيرون بر، كه بيشتر اين ناحيه رامطيع و منقاد خود گردانيده است )(107)
اين نامه و نامه حاكم مدينه نشان دهنده نفوذ معنوى امام هادى (ع ) در سنگر مبارزه عليه دستگاه جبار عباسى است .
از زمان حضرت امام محمّد باقر (ع ) و امام جعفر صادق (ع ) و حوزه چهار هزار نفرى آن دوران پربار، شاگردانى در قلمرو اسلامى تربيت شدند كه هر يك مشعلدار فقه جعفرى و دانشهاى زمان بودند، و بدين سان پايه هاى دانشگاه جعفرى و موضع فرهنگ اسلامى ، نسل به نسل نگهبانى شد و امامان شيعه ، از دوره حضرت رضا (ع ) به بعد، از جهت نشر معارف جعفرى آسوده خاطر بودند، و اگر اين فرصت مغتنم در زمان امام جعفر صادق (ع ) پيش نيامده بود، معلوم نبود سرنوشت اين معارف مذهبى به كجا مى رسيد؟ بخصوص كه از دوره زندانى شدن حضرت موسى بن جعفر (ع ) به بعد ديگر چنين فرصت هاى وسيعى براى تعليم و نشر براى امامان بزرگوار ما كه در برابر دستگاه عباسى دچار محدوديت بودند و تحت نظر حاكمان ستمكار - چنانكه بايد و شايد پيش نيامد.
با اين همه ، دوستداران اين مكتب و ياوران و هواخواهان ائمه طاهرين - در اين سالها به هر وسيله ممكن ، براى رفع اشكالات و حل مسائل دينى خود، و گرفتن دستور عمل و اقدام - براى فشرده تر كردن صف مبارزه و پيشرفت مقصود و در هم شكستن قدرت ظاهرى خلافت به حضور امامان والاقدر مى رسيدند و از سرچشمه دانش و بينش آنها، بهره مند مى شدند (108) و اين دستگاه ستمگر حاكم و كارگزارانش بودند كه از موضع فرهنگى و انقلابى امام پيوسته هراس داشتند و نامه حاكم مدينه و مانند آن ، نشان دهنده اين هراس هميشگى آنها بود. دستگاه حاكم ، كم كم متوجه شده بود كه حرمين (مكه و مدينه ) ممكن است به فرمانبرى از امام (ع ) درآيند و سر از اطاعت خليفه وقت در آورند. بدين جهت پيك در پيك و نامه در پى نامه نوشتند، تا متوكل عباسى دستور داد امام هادى (ع ) را از مدينه به سامرا - كه مركز حكومت وقت بود - انتقال دهند. متوكل امر كرد حاجب مخصوص وى حضرت هادى (ع ) را در نزد خود زندانى كند و سپس آن حضرت را در محله عسكر سالها نگاه دارد تا همواره زندگى امام ، تحت نظر دستگاه خلافت باشد.
برخى از بزرگان مدت اين زندانى و تحت نظر بودن را - بيست سال - نوشته اند. پس از آنكه حضرت هادى (ع ) به امر متوكل و به همراه يحيى بن هرثمه كه ماءمور بردن حضرت از مدينه بود، به سامرا وارد شد، والى بغداد اسحاق بن ابراهيم طاهرى از آمدن امام (ع ) به بغداد با خبر شد، و به يحيى بن هرثمه گفت : اى مرد، اين امام هادى فرزند پيغمبر خدا (ص ) مى باشد و مى دانى متوكل نسبت به او توجهى ندارد اگر او را كشت ، پيغمبر (ص ) در روز قيامت از تو بازخواست مى كند. يحيى گفت : به خدا سوگند متوكل نظر بدى نسبت به او ندارد. نيز در سامرا، متوكل كارگزارى ترك داشت به نام وصيف تركى . او نيز به يحيى سفارش كرد در حق امام مدارا و مرحمت كند. همين وصيف خبر ورود حضرت هادى را به متوكل داد. از شنيدن ورود امام (ع ) متوكل به خود لرزيد و هراسى ناشناخته بر دلش جنگ زد. از اين مطالب كه از قول يحيى بن هرثمه ماءمور جلب امام هادى (ع ) نقل شده است درجه عظمت و نفوذ معنوى امام در متوكل و مردان دربارى بخوبى آشكار مى گردد، و نيز اين مطالب دليل است بر هراسى كه دستگاه ستمگر بغداد و سامرا از موقعيت امام و موضع خاص او در بين هواخواهان و شيعيان آن حضرت داشته است . بارى ، پس از ورود به خانه اى كه قبلا در نظر گرفته شده بود، متوكل از يحيى پرسيد: على بن محمّد چگونه در مدينه مى زيست ؟ يحيى گفت : جز حسن سيرت و سلامت نفس و طريقه ورع و پرهيزگارى و بى اعتنايى به دنيا و مراقبت بر مسجد و نماز و روزه از او چيزى نديدم ، و چون خانه اش را - چنانكه دستور داده بودى - بازرسى كردم ، جز قرآن مجيد و كتابهاى علمى چيزى نيافتم .
متوكل از شنيدن اين خبر خوشحال شد، و احساس آرامش كرد.
با آنكه متوكل از دشمنان سر سخت آل على (ع ) بود و بنا به دستور او بر قبر منور حضرت سيدالشهداء (ع ) آب بستند و زيارت كنندگان آن مرقد مطهر را از زيارت مانع شدند، و دشمنى يزيد و يزيديان را نسبت به خاندان رسول اكرم (ص ) تازه گردانيدند، با اين همه در برابر شكوه و هيبت حضرت هادى (ع ) هميشه بيمناك و خاشع بود.
مورخان نوشته اند: مادر متوكل نسبت به مقام امام على النقى (ع ) اعتقادى بسزا داشت . روزى متوكل مريض شد و جراحتى پيدا كرد كه اطباء از علاجش درماندند. مادر متوكل نذر كرد اگر خليفه شفا يابد مال فراوانى خدمت حضرت هادى هديه فرستد. در اين ميان به فتح بن خاقان كه از نزديكان متوكل بود گفت : يك نفر را بفرست كه از على بن محمّد درمان بخواهد شايد بهبودى يابد. وى كسى را خدمت آن حضرت فرستاد امام هادى فرمود: فلان دارو را بر جراحت او بگذاريد به اذن خدا بهبودى حاصل مى شود. چنين كردند، آن جراحت بهبودى يافت .
مادر متوكل هزار دينار در يك كيسه چرمى سر به مهر خدمت امام هادى (ع ) فرستاد. اتفاقا چند روزى از اين ماجرا نگذشته بود كه يكى از بدخواهان به متوكل خبر داد دينار فراوانى در منزل على بن محمّد النقى ديده شده است . متوكل سعيد حاجب را به خانه آن حضرت فرستاد. آن مرد از بالاى بام با نردبان به خانه امام رفت . وقتى امام متوجه شد، فرمود همان جا باش تا چراغ بياورند تا آسيبى به شما نرسد. چراغى افروختند. آن مرد گويد: ديدم حضرت هادى به نماز شب مشغول است و بر روى سجده نشسته . امام فرمود: خانه در اختيار توست . آن مرد خانه را تفتيش كرد. چيزى جز آن كيسه اى كه مادر متوكل به خانه امام فرستاده بود و كيسه ديگرى سر به مهر در خانه وى نيافت ، كه مهر مادر خليفه بر آن بود. امام فرمود: زير حصير شمشيرى است آن را با اين دو كيسه بردار و به نزد متوكل بر. اين كار، متوكل و بدخواهان را سخت شرمنده كرد.



مطالب مرتبط :
اعمال ماه ذی الحجه
هفتم ذی الحجه سالگرد شهادت امام باقر علیهالسلام را تسلیت مگوییم
میلاد
بمناسبت شهادت امام صادق (ع)

برچسبها : الحجه - میلاد - امام - هادی
نوشته شده توسط حسین متقی در 10 آذر 1388 ساعت 20:12
توجه | عمومي

 دراستانه غدیر

 تا روز 18 ذی الحجه پاسخ بعضی ازسوالات وشبهات مطرح درمورد واقعه غدیر  بااستفاده ازنظرات دانشمندان دین شناس تقدیم خوانندگان میگردد



برچسبها : توجه
نوشته شده توسط حسین متقی در 9 آذر 1388 ساعت 22:21
دراستانه غدیر 3 | عمومي

تخلف مردم از بيعت غدير

سؤال: چگونه ممكن است در روز غدير هزاران نفر با على(عليه السلام) بيعت كنند سپس همه آنها در جريان سقيفه بر عليه او توطئه كنند؟

 جواب: در پاسخ اين سؤال بايد گفت:

اوّلا: بسيارى از آنان كه در مجلس بيعت «غدير» حضور يافتند، اهل مدينه منوره نبودند بلكه حداكثر سه الى چهار هزار نفر آنان در مدينه سكونت داشتند. در اين ميان بسيارى از آنان نيز بردگان يا مستضعفينى بودند كه از مناطق مختلف بر پيامبر(صلى الله عليه وآله)وارد شده بودند و در مدينه قبيله و خويشاوندانى نداشتند، مانند اهل صفه، پس تنها نيمى از آنان باقى مى ماند كه بيش از دو هزار نفر نمى باشند كه اينها هم معمولاً گوش به حرف رؤساى قبائل و در مقابل نظام عشايرى، خاضع بودند.

ثانيا: اگر به كنفرانس «سقيفه» كه فوراً پس از وفات پيامبر(صلى الله عليه وآله)برگزار شد بنگريم. مى بينيم افرادى كه ابوبكر را براى خلافت برگزيدند، حداكثر به صد نفر بيشتر نمى رسند; زيرا از انصار كه اهل مدينه بودند كسى جز رهبران و بزرگانشان حضور نداشتند، همچنين از مهاجرين كه اهل مكه بودند و همراه با پيامبر(صلى الله عليه وآله)هجرت كرده بودند جز سه يا چهار نفر به عنوان «قريش» حضور نداشتند. و در همان وقت بيشتر مسلمانان از سقيفه دور بودند و برخى مشغول تجهيز و تكفين حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)بودند يا اينكه بهت زده، خبر وفات را دريافته بودند، از طرفى بعضى نيز مردم را مورد تهديد و ارعاب قرار داده بودند تا خبر وفات پيامبر(صلى الله عليه وآله)را بازگو نكنند.(1)

از اين كه بگذريم بسيارى از اصحاب بدستور رسول خدا(صلى الله عليه وآله)در سپاه اسامه بوده و در آن لحظه، در پايگاه «جرف» اقامت داشتند و وفات پيامبر(صلى الله عليه وآله)را دريافت نكرده و در سقيفه نيز حضور نيافتند.

ثالثاًـ ناگهانى بودن مسئله، نقش مهمى را بازى كرد و مردم ر ادر برابر عمل انجام شده قرار داد; زيرا كنفرانس سقيفه، بى خبر از افرادى كه مشغول تجهيز و دفن پيامبر(صلى الله عليه وآله)بودند، مانند: امام على(عليه السلام)، ابن عباس، ساير بنى هاشم، مقداد، سلمان، ابوذر، عمار، و بسيارى ديگر از صحابه، برگزار شد و در آن هنگام كه اهل سقيفه ابوبكر را به مسجد بردند و مردم را به بيعت طلبيدند، و مردم گروه گروه ـ خواسته يا ناخواسته ـ براى بيعت با او به مسجد مى آمدند، على(عليه السلام)و يارانش هنوز از آن واجب مقدسى كه اخلاق والايشان بر آنان فرض كرده بود، دست برنداشته و روا نبود كه پيامبرخدا(صلى الله عليه وآله)را بى غسل و كفن رها كنند و به سوى سقيفه بشتابند و در امر خلافت، نزاع كنند.

و همين بس كه وقتى از آن واجب مقدس فارغ شدند، مطلب تمام شده بود و ابوبكر بر كرسى صدارت تكيه داده بود و هر كس از بيعت سرباز مى زد، جزو فتنه انگيزانى به شمار مى رفت كه مى بايست مسلمانان با او به نبرد برخيزند و حتى اگر لازم شد او را به قتل برسانند!! از اين روى مى بينيم عمر، سعد بن عباده را تهديد به قتل كرد و فرياد برآورده بود كه: «او را بكشيد كه اهل فتنه است»، چون او از بيعت با ابوبكر خوددارى كرده بود.(2)

نتيجه: از مطالبى كه عنوان شد اين طور نتيجه گرفته مى شود كه همه افرادى كه در جريان غدير خم حضور داشتند و به دستور پيامبر(صلى الله عليه وآله) با على(عليه السلام) بيعت كردند، در جريان سقيفه حضور نداشتند تا مخالفت خود را با آن ابراز كنند.

و نيز در مى يابيم كه اين تنها جريانى سياسى بوده كه هدف از آن، همان طور كه بخارىدر صحيحش بيان مى كند، كتمان حقيقت و واقعيت بوده است.(3)

 

 

1-صحيح بخارى، ج 4، ص 195.

2-صحيح بخارى، ج 8، ص 211، تاريخ طبرى، ج 3، ص 223.

3-همراه با راستگويان، ص 146.(نر م افزار شیعه حضرت ایه الله مکارم شیرازی دامت برکاته)

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دستوالعمل اخلاقی عالم ربانی  ایت الله بید آبادی

يا اخى و حبيبى ان كنت عبدالله فارفع همتك و وكل اليه امر مايهمك

اى برادر و دوست من اگر بنده خدايى همت بلنددار و كارهائى كه نزد تو مهم است واز سلوك بازت داشته و تو را مشغول كرده است به او واگذار تا توانى همت خود را عالى نما[ لان المرء يطيژ بهمته كمايطيرالطير بجناحيه] . 1

(زيرا آدمى با همت خود پرواز مى كند واوج مى گيرد چنانچه پرنده با دو بالش ).

 

"غلام همت آنم كه زير چرخ كبود

زهر چه رنگ تعلق پذيرد آزدااست

2هــر چه دراين راه نشانت دهند

گر بشـــتابى به از آنت دهــــند 2

يعنى به تاملات صحيحه 3 و كثرت ذكر مرگ خانه دل رااز فكر غير خالى كن .يك دل دارى بس است يك دوست تو را.

[ اليس الله بكاف عبده 4 وما جعل الله الرجل من قلبين فى جوفه] .(شگفتا: آيا خداوند بنده اش را بس نيست . خداوند در درون مرد دو قلب قرار نداده است ).

.خدايا زاهد 6از تو حور مى خواهد قصورش بين

به جنت مى گريزداز درت يا رب شــــعورش بين

و ما عبدتك طمعا فى جنتك و لا خوفا من نارك بل وجدتك اهلا لذلك فعبدتك 7 به طمع بهشت يا ترس از آتش عبادت تو نمى كنم چون شايسته سپاسى سپاست مى گزارم .

دو عالم را به يكباراز دل شك

برون كرديم تا جاى تو باشد

و تحصيل اين كار به هوس نمى شود بلكه تا نگذرى از هوس نمى شود. 8

ابى الله يجرى الامورالا باسبابها والاسباب لابد من اتصالها بمسبباتها ان الامورالعظام لاتنال بالمنى ولاتدرك بالهوى استعينوا فى كل صنعه باربابها و اتوالبيوت من ابوابها فان التمنى بضاعه الهلكى . 9

خداوندامتناع داردازاينكه كارهااز غير مسير واسباب آنها جريان يابد. ناگزير اسباب به سرچشمه اصلى آنها (مسببات ) گره خورده است اهداف بزرگ با آرزوى بدون عمل بدست نيايد و با هوى و هوس تحصيل نشود. در هر فنى ازاهل آن كمك بگيريد. و هر كارى رااز راه آن وارد شويد.

آئينه شو وصال پرى طلعتان طلب

جاروب كن تو خانه و پس ميهمان طلب

چون مستعد نظر نيستى وصال مجو كه جام جم نكند سود وقت بى بصرى بايداول از مرشد كل و هادى سبل هدايت جسته دست تولا به دامن متابعت ائمه هدى عليهم السلام زده پشت پا بر علائق دنيا زنى و تحصيل عشق [مولا] نمائى[ قل الله ثم ذرهم] .

عشق مولى كى كم از ليلى بود

محو گشتن بهراواولى بود

حاصل عشق همين بس كه اسيرغم او

 دل به جائى ندهد ميل به جائى نكند

-----------------------------------------------------------------------------

 

 1. همت آن امرى است كه انسان را بخود مشغول داشته وانسان در صدد چاره جوئى او وانجام اين مهم است . آنكه بغير خدا مشغول است اولين قدم را نتواند بردارد. براى سلوك بايد در وهله اول از مشغوليت فرودين و هموم دنيائى است تا به ملكوت و نعمات ابدى پيوست .

در روايات وادعيه وارده از معصومين[ عليهم السلام] دراين باره مطالب بلندى رسيده است كه برخى از آنها را مى آوريم .

همت بلند برخاسته از روح بالا وانديشه بلنداست . دون همتان در تار عنكبوتى اوهام و آرزوها خفه گردند. بلندى مرد نيز به بلندى همت او است[ المرء بهمته] همت بلند انسان رااوج داده و بالا مى برد[ .ما رفع امرء كهمته]

مجالست و رفاقت با دون همتان روح انسان راازاوج و تعالى باز داشته و با[ فروردين] ها سازگار سازد. براى اين به دورى از[ دون همتان] سفارش شده است[ من دنت همته فلا تصعبه] .

كوتاه همتى ارزشهاى انسانى فضيلت ها را نابود سازد و انسان را تباه مى كند[ .من صغرت همته بطلت فضيلته] .

همت شايسته و نوع آن را[ معصومين] تعيين كرده اندامام على ( ع ) مى فرمايد: [ آنكس كه شناخت و معرفتش كامل باشد همت اواز دنياى فانى منصرف خواهد شد. همت مومن ما عندالله] است آنچه نزد خدا است فراترين است واز همه بالاتر رضوان و لقاءاواست كه[ رضوان من الله اكبر].

مومن هميشه كارهاى بالا و والا را دوست دارد واز هر چيزى و در هر كارى بهترين آن را مى خواهد. چنانچه در زيارت جامعه ائمه المومنين آمده است :

[واجعل خيرالعواقب عاقبتى و خيرالمصابر مصيرى وانعم العيش عيشى و افضل الهدى هداى واوفرالحظوظ حظى واجزل الاقسام و نصيبى] .

چون خداى او معالى امور واشرف آنها را دوست دارد. وان الله يحب معالى الاموراشرفها و يكره سفسافها ميزان الحكمه ج 10.362.

2.اين شعر مضمون روايات زيادى بويژه اين آيه شريفه است[ والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا] عنكوبت .99.

3.اين تعريضى است به رياضت هاى نامشروع برخى متصوفه و راهنمائى به شيوه هائى كه در جوامع روائى و گفتارانسانهاى كامل: [ معصومين عليهم السلام] آمده است .

4. سوره زمر.63.

5.احزاب /04

6. دراينجا[ زاهد] به كسى گفته شده است كه بهره دنيوى را براى بهره هاى آخرت رها كرده است حال آنكه عارف خود را وانسان را بالاتر و والاتراز آن مى بيند كه آلوه به اين دنياى پست شود او محو جمال معشوقى است كه غيراو را نمى بيند تا دل بربندد.

7. غررالحكم خوانسارى چاپ دانشگاه ج 2.580.

٨.اين دهن كجى است به كسانى كه حركتى ندارند رنجى نمى برند ولى درجات مقام و لقاء خواهند حال آنكه اولين و سخترين قدم سالك گذشتن از سرهوسهااست مقام هاى معنوى را[ بى رنج] به انسان ندهند برخاستن از پستيها فرودين ها خواهد رنج عبادت و شب خيزى خواهد.

٩.اين روايت بصورت ديگرى مثلا بجاى[امور] اسباب تفاوت هاى ديگر در بحارالانوار ج 2.90 آمده است .

 منبع:تبیان



برچسبها : دراستانه - غدیر
نوشته شده توسط حسین متقی در 9 آذر 1388 ساعت 19:18
2- ادامه مطلب درآستانه غدیر | عمومي

 

تعداد جانشينان پيامبر(صلى الله عليه وآله) در كتابهاى اهل سنت

 

سؤال: با توجه به روايات اهل سنت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) تعداد جانشينان خود را چند نفر معرفى كرده است؟

 

جواب: احاديث دوازده امام و خليفه بعد از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را اهل سنت در صحاح و مسانيد با سندهاى صحيح از جابر بن سمره و ديگران نقل كرده اند. اين احاديث به حدّى مورد توجّه فرقه هاى اسلامى قرار گرفته كه جاى هيچ شك و شبهه اى را در آن ها باقى نگذارده است. اينك به برخى از آن ها اشاره مى كنيم:

1 ـ بخارى به سند خود از جابر بن سمره نقل كرده كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: «يكون اثناعشر اميراً. فقال كلمة لم اسمعها فقال ابى: انّه قال: كلّهم من قريش»; «دوازده امير خواهد بود. آن گاه سخنى گفت كه من آن را نشنيدم. پدرم گفت: پيامبرفرمود: همه آنان از قريشند».(1)

2 ـ مسلم به سندش از جابر بن سمره نقل كرده كه گفت: با پدرم بر پيامبر(صلى الله عليه وآله) وارد شديم، شنيديم كه مى گويد: «انّ هذا الامر لا ينقضى حتى يمضى فيهم اثناعشر خليفة: قال: ثم تكلم بكلام خفى علىّ قال: فقلت لأبى ما قال؟ قال: كلّهم من قريش»; «اين امر منقضى نمى شود تا آن كه دوازده خليفه در ميان آنان بگذرد. آن گاه تكلّم به كلامى نمود كه بر من مخفى گشت، از پدرم سؤال كردم: رسول خدا چه گفت: پدرم در جواب گفت: همه آن ها از قريشند».(2)

3 ـ و نيز مسلم از جابر نقل كرده كه از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) شنيدم كه مى فرمود: «لايزال امر الناس ماضياً ما وليهم اثناعشر رجلا، ثمّ تكلم النبى(صلى الله عليه وآله) بكلمة خفيت علىّ فسألت ابى ماذا قال رسول الله؟ فقال: كلّهم من قريش»; «دائماً امر مردم گذرا است تا آن كه دوازده مرد متولّى آنان گردند. آن گاه تكلم به كلمه اى كرد كه بر من مخفى شد. از پدرم سؤال كردم كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله)چه فرمود: گفت: همه آن ها از قريشند».(3)

4 ـ و نيز از جابر نقل مى كند كه از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) شنيدم كه فرمود: «لا يزال الاسلام عزيزاً إلى اثنى عشر خليفة. ثم قال كلمة لم افهمها فقلت لأبى ما قال؟ فقال: كلّهم من قريش»; «هميشه اسلام عزيز است تا دوازده خليفه بر آن ها حاكم شود. آن گاه كلمه اى گفت كه من آن را نفهميدم، به پدرم گفتم: چه فرمود؟ گفت: همه آن ها از قريشند».(4)

5 ـ و نيز از جابر نقل كرده كه فرمود: من با پدرم خدمت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) رسيديم، شنيدم كه مى فرمايد: «لا يزال هذا الدين عزيزاً منيعاً إلى اثنى عشر خليفة. فقال كلمة صمّنيها الناس فقلت لأبى ما قال؟ قال: كلّهم من قريش»; «هميشه اين دين نفوذ ناپذير و پابرجاست تا دوازده خليفه بيايد. آن گاه سخنى گفت كه مردم را با سر و صدا از گوش دادن به آن بازداشتند، به پدرم عرض كردم: حضرت چه فرمود؟ گفت: همه آنان از قريشند».(5)

6 ـ سعد بن ابى وقّاص مى گويد: به جابر بن سمره نوشتم كه خبر ده مرا به چيزى كه از رسول خدا شنيده اى. برايم نوشت: در روز جمعه، شبى كه اسلمى رجم شد، از رسول خدا شنيدم كه فرمود: «لا يزال الدين قائماً حتى تقوم الساعة او يكون عليكم اثناعشر خليفة كلّهم من قريش»; «هميشه دين قائم است تا قيام قيامت تا اين كه دوازده خليفه بر شما حكومت كنند كه همه آنان از قريشند».(6)

7 ـ طبرانى از جابر نقل كرده كه گفت: با پدرم نزد پيامبر بودم كه فرمود: «يكون لهذه الأمة اثناعشر قيّماً، لايضرّهم من خذلهم. ثمّ همس رسول الله بكلمة لم اسمعها فقلت لأبى: ما الكلمة الّتي همس بها النبىّ(صلى الله عليه وآله)؟ قال: كلّهم من قريش»; «براى دين امّت دوازده قيّم است، خذلان مردم به آن ها ضرر نمى رساند. آن گاه آهسته سخنى گفت كه من آن را نشنيدم. به پدرم گفتم: اين سخنى كه پيامبر آهسته فرمود چه بود؟ گفت: همه آنان از قريشند».(7)

8 ـ و نيز جابر نقل مى كند كه پيامبر فرمود: «لا يزال هذا الأمر ظاهراً على من ناواه لا يضرّه مخالف ولا مفارق حتى يمضى من امّتى اثناعشر خليفة من قريش»; «هميشه اين دين نفوذناپذير و پابرجا و غلبه كننده بر مخالفين خود است تا آن كه دوازده حاكم مالك آن گردند. آن گاه مردم شلوغ كرده، سخن گفتند، لذا من نفهميدم كه بعد از «كلّهم» چه فرمود، از پدرم سؤال كردم، گفت: همه آنان از قريشند».(8)

9 ـ احمد بن حنبل نيز از جابر بن سمره نقل كرده كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در خطبه اى كه براى ما ايراد كرد، فرمود: «لا يزال هذا الأمر عزيزاً منيعاً ظاهراً على من ناواه حتى يملك اثناعشر كلّهم. قال: فلم افهم ما بعد قال. فقلت لأبى ما قال؟ قال: كلّهم من قريش»; «اين دين دائماً نفوذناپذير است تا دوازده خليفه بيايد. آن گاه سخنى فرمود كه من نفهميدم و مردم با صداى بلند ضجّه زدند. به پدرم گفتم: حضرت چه فرمود؟ گفت: فرمود: «كُلّهم من قريش».(9)

10 ـ در حديثى ديگر جابر مى گويد: بعد از سخن پيامبر مردم تكبير گفته و ضجّه زدند... .(10)

11 ـ و نيز از جابر نقل كرده كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) براى ما در عرفات و بنابر نقلى ديگر در منا خطبه اى خواند، و فرمود: «لن يزال هذا الامر عزيزاً ظاهراً حتى يملك اثناعشر، كلّهم. ثم لغط القوم وتكلّموا فلم افهم قوله بعد (كلّهم). فقلت لأبى: يا ابتاه! ما بعد كلّهم؟ قال كلّهم من قريش»; «هميشه اين امر نفوذ ناپذير و غالب است تا آن كه دوازده نفر حاكم شوند، همه آن ها در اين هنگام سر و صدا كرده و هياهو نمودند، لذا نفهميدم كه بعد از «كلّهم» چه فرمود: از پدرم پرسيدم كه پيامبر چه فرمود؟ گفت: «كلّهم من قريش».(11)

12 ـ و نيز از پيامبر نقل كرده كه فرمود: «لا يزال هذا الدين عزيزاً منيعاً... إلى اثنى عشر خليفة. قال: فجعل الناس يقومون ويقعدون»; «اين دين نفوذناپذير و پابرجا است... تا دوازده خليفه بيايند، آن گاه مردم شروع كردند به بلند شدن و نشستن».(12)(13)

 

 

1. صحيح بخارى، ج 8، ص 127، كتب الأحكام، باب الاستخلاف، ح 7223.

2. صحيح مسلم، ج 6، ص 3; شرح صحيح مسلم، ج 12، ص 201.

3. صحيح مسلم، ج 6، ص 3; شرح صحيح مسلم، ج 12، ص 201.

4. صحيح مسلم، ج 6، ص 3.

5. صحيح مسلم، ج 6، ص 4.

6. صحيح مسلم، ج 6، ص 4.

7. المعجم الكبير، ج 2، ص 196، ح 1794.

8. المعجم الكبير، ج 2، ص 196، ح 1796.

9. مسند احمد، ج 5، ص 93، ح 20923.

10. مسند احمد، ج 5، ص 93، ح 20923.

11. مسند احمد، ج 5، ص 99.

12. مسند احمد، ج 5، ص 99.

13. على اصغر رضوانى، امام شناسى و پاسخ به شبهات(2)، ص 253.

.(نر م افزار شیعه حضرت ایه الله مکارم شیرازی دامت برکاته)



برچسبها : ادامه - مطلب - درآستانه - غدیر
نوشته شده توسط در 8 آذر 1388 ساعت 23:33
دراستانه غدیر | عمومي

 دراستانه غدیر

 تا روز 18 ذی الحجه پاسخ بعضی ازسوالات وشبهات مطرح درمورد واقعه غدیر  بااستفاده ازنظرات دانشمندان دین شناس تقدیم خوانندگان میگردد

   

غدير از اعياد اسلامى است

سؤال: آيا غدير از اعياد اسلامى است يا اختصاص به شيعيان دارد؟

 

جواب: اين عيد اختصاص به شيعيان ندارد، گر چه آنان به اين عيد علاقه ويژه اى دارند، بلكه ديگر فرقه هاى مسلمانها نيز با آنان در عيد دانستن اين روز شريكند.

ابو ريحان بيرونى در كتاب «الآثار الباقية عن القرون الخالية»(1) آن را از أعياد اهل اسلام برشمرده است.

و ابن طلحه شافعى در كتاب «مطالب السؤول»(2) مى نويسد:

امير المؤمنين(عليه السلام) در شعر خود از روز غدير خم ياد كرده و اين روز، روز عيد و گردهمايى گرديده است; زيرا در اين روز پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) امير مؤمنان(عليه السلام)را به اين جايگاه بلند اختصاص داده و او را بدان مشرّف ساخته است، نه ديگران را.

و نيز مى گويد:

معنايى كه براى واژه «مولى» درباره رسول خدا(صلى الله عليه وآله)اثباتش ممكن باشد، همان معنا را رسول خدا(صلى الله عليه وآله)براى على(عليه السلام) قرار داده و اين، مقامى بس والا و منزلتى بلند و مرتبتى بالاست كه تنها به او نه غير او اختصاص داده است; از اين رو، آن روز، عيد و موسم شادمانى دوستداران على(عليه السلام)گرديده است(3).

و از چندين جاى كتاب «وفيات»(4) ابن خلّكان بر مى آيد كه بر نامگذارى اين روز به عنوان عيد ميان مسلمانان اتّفاق نظر وجود دارد.

و مسعودى پس از ذكر حديث غدير مى گويد:

اولاد على(عليه السلام) و شيعيان او اين روز را بزرگ مى دارند(5).

ونيز ثعالبى در «ثمار القلوب»(6) پس از شمردن شب غدير از شبهاى بزرگ و مشهورِ نزد امّت اسلام، مى گويد:

شب غدير شبى است كه در فرداى آن، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در غدير خم بر بالاى پالان شتران خطبه خواند ودر خطبه خويش فرمود: «من كنت مولاه فعلىّ مولاه، أللّهمّ والِ من والاه، و عاد من عاداه، وانصر من نصره، واخذل من خذله»; از اين رو شيعيان اين شب را بزرگ داشته و در آن به عبادت مى پردازند.

و يكى از دليلهاى عيد بودنِ غدير آن است كه شيخين (ابوبكر و عمر )و زنان پيامبر و ديگر صحابه به دستور پيامبراسلام(صلى الله عليه وآله) آن را به امير مؤمنان على(عليه السلام)تبريك گفتند، و تبريك گفتن از ويژگيهاى أعياد و شادى ها است.(7)

 

 

1 ـ الآثار الباقية عن القرون الخالية: 334.

2 ـ مطالب السؤول: 53 (ص 16).

3 ـ مطالب السؤول: 56.

4 ـ وفيات الأعيان 1: 60; 2: 223 (1/180، شماره 74; 5/230 شماره 728).

5 ـ التنبيه والأشراف: 221 (ص 221 ـ 222).

6 ـ ثمار القلوب: 511 (ص 636، شماره 1068).

7- شفيعي شاهرودي، گزيده اى جامع از الغدير، ص 76.

.(نر م افزار شیعه حضرت ایه الله مکارم شیرازی دامت برکاته)

 

 

 

 



برچسبها : دراستانه - غدیر
نوشته شده توسط حسین متقی در 8 آذر 1388 ساعت 14:47
توجه | عمومي

سلام

 

 

با توجه به اینکه بعضی از دوستان

جدیدا به جمع خوانند گان ما پیوسته اند

 پیشنهاد میشود مروری بر مطالب

گذشته داشته باشند  

 

         باتشکر

 

--------------------------------------

آیت الله جوادی آملی:اثر دعای سَحَر، کمتر از درس و بحث نیست

 

آیت الله جوادی آملی در درس اخلاق گفت: هنوز ما باور نداریم که توسل اثر علمی دارد و همچنین کاری که دعای سحر می کند کمتر از درس و بحث نیست.

به گزارش رسا، درس اخلاق هفتگی آیت الله جوادی آملی، استاد عالی حوزه علمیه قم، امروز با حضور طلاب، دانشجویان و اقشار مردم در مسجد ایشان برگزار شد.

در این جلسه آیت الله جوادی، با توجه به روز پر برکت عرفه توصیه کرد: دعای عرفه را مطالعه و مباحثه کنید و در صورت توانایی روزه نیز بگیرید و در دعای عرفه اهداف بلندی داشته باشید.

وی با بیان این که همت های بلند نزد خداوند محبوب است، اظهار داشت: کسی که وارد حوزه و دانشگاه می شود هدف جهانی داشته باشد و از خداوند متعال بخواهد که جهان اسلام و بشریت از قلم و بیان او استفاده کنند و تلاش خود را منحصر در حل مشکل روستا یا شهر ننماید.

مفسر قرآن کریم با اشاره به این که سه علم طب روحانی، معماری و مهندسی و هنر در فن اخلاق نهفته است، ابراز داشت: وقتی که برای بشر حیات انسانی است و در این حیات، ممات و مریضی و درمان نهفته است بنابراین انسان به طب روحانی نیازمند است.

وی با تاکید بر این که زشتی و زیبایی در این عالم دارای ارزش نیست، گفت: انسان با هنر می تواند چهره خود را در هنگام محشر زیبا کند.

استاد عالی حوزه علمیه قم با بیان این که بین علم و عمل تقابل وجود دارد و علم موجب پیدایش عمل و عمل موجب شکوفایی علم خواهد شد، ابراز داشت: انسان با تقوا می تواند خیلی از راه ها را آسان برود و اموری که مخفی است را به دست بیاورد.

وی در ادامه تصریح کرد: هنوز ما باور نداریم که توسل اثر علمی دارد و همچنین کاری که دعای سحر می کند کمتر از درس و بحث نیست.

آیت الله جوادی آملی با اشاره به این که سه علم یاد شده در اخلاق نهفته است، تاکید کرد: فرد بدون دین نمی تواند حیات انسانی داشته باشد و بنابراین بدون دین انسان متخلق به اخلاق نخواهد شد.

وی در پایان خاطرنشان کرد: اخلاق یک علم قوی، برهان پذیر، ثابت، کلی و دایمی است.

 

 

 


نوشته شده توسط حسین متقی در 6 آذر 1388 ساعت 10:17
تقویم عبادی | عمومي

  اعمال ماه ذی الحجه دهه دوم وسوم
عيد قربان .
شب
1. شب زنده دارى . ( 207)
2. زيارت امام حسين (ع ). ( 208)
3. خواندن دعاى يا دائم الفضل على البريه ( 209)
روز
1. غسل . ( 210)
2. خواندن دعاى ندبه . ( 211)
3. خواندن تكبيرات . به اين شرح :
الف ) بعد از نماز ظهر روز عيد تا بعد از نماز روز دوازدهم .
ب ) كسانى كه در منا هستند، از نماز ظهر روز عيد تا بعد از نماز صبح روز سيزدهم .
اين تكبيرات در اعمال روز عيد فطر گفته شد. ( 212)
4. خواندن دعاى چهل و هشتم صحيفه سجاديه . ( 213)
5. خواندن نماز عيد. ( 214)
6. قربانى . ( 215)
7. ترك روزه . روزه گرفتن در اين روز، حرام است . ( 216)
روز يازدهم ماه  
ايام تشريق .
يازدهم ، دوازدهم و سيزدهم ذى حجه ، ايام تشريق ناميده مى شود. روزه گرفتن در اين ايام ، براى كسى كه در منا باشد، حرام است . ( 217)
روز پانزدهم ماه  
ولادت امام على النقى (ع )در سال 212 ق .
للّه للّه آشنايى با زندگى امام هادى (ع )للّه للّه للّه
امام هادى در نيمه ذى حجه سال 212 هجرى در صريا (از حوالى مدينه ) به دنيا آمد و در سوم رجب سال 254 در سامرا در 42 سالگى وفات يافت و در همان جا به خاك سپرده شد. پدر بزرگوارش امام محمد تقى (ع ) بود و مادرش سمانه نام داشت .
فرزندان ايشان عبارت اند از: 1. حسن (امام حسن عسكرى (ع ))، 2. حسين ، 3. محمد، 4. جعفر، 5. عايشه .
حضرت را درسال 243 ق ، از مدينه به سامرا منتقل كردند و تا آخر عمر در آن جا اقامت داشت . ( 218)
دوره امامت ايشان ، مقارن بود با خلافت چند تن از حاكمان عباسى كه عبارت اند از: 1. معتصم ، 2. واثق ، 3. متوكل ، 4. منتصر، 5. مستعين ، 6. معتز. ( 219)
از سخنان آن حضرت است :
الدنيا سوق ، ربح فيها قوم و خسر اخرون . ( 220)
دنيا بازارى است كه گروهى در آن سود مى برند و عده اى نيز زيان مى بينند.
هجدهم ماه  
عيد غدير.
شب
نماز گزاردن و دعا كردن ( 221)
روز
1. غسل . ( 222)
2. روزه داشتن . ( 223)
3. نماز گزاردن . دو ركعت نماز مانند نماز صبح كه پس از آن ، دو مرتبه به سجده رفته و صدبار شكرالله گفته شود. بين دو سجده نيز دعايى خوانده شود. ( 224)
4. خواندن دعا. ( 225)
5. پوشيدن لباس پاكيزه . ( 226)
6. ديد و بازديد دوستان .
در هنگام مصافحه ، خواندن دعاى زير وارد شده است :
الحمد الله الذى جعل كمال دينه و تمام نعمه بولايه امير المومنين على بن ابى طالب . ( 227)
سپاس خدا را كه ما را به دين روز گرامى داشته و قراد داده ما را از اين متمسكان به ولايت اميرالمومنين و ائمه قرار داده است .
7. زيارت اميرالمومنين (ع ). ( 228)
خواندن عقد برادرى و اخوت . ( 229)
9. صد بار خواندن اين دعا:
الحمدالله الذى جعل كمال دينه و تمام نعمه بولايه امير المونين على بن ابى طالب . ( 230)
سپاس خداوندى را كه كمال دين و تمام نعمتش را در ولايت اميرمومنان على بن ابى طالب قرار داد.
روز بيست و چهارم ماه  
روز مباهله (البته بيست و پنجم را روز مباهله گفته اند).
1. غسل . ( 231)
2. روزه داشتن . ( 232)
3. خواندن دعاى مباهله . ( 233)
4. نماز گزاردن . دو ركعت نماز صبح است كه بعد از آن ، هفتاد بار استغفار مى شود. ( 234)
بيست و پنجم ماه  
شب
اطعام نمودن . ( 235)
روز
روزه داشتن ( 236)
روز سى ام ماه  
1. نماز گزاردن . خواندن دو ركعت نماز در اين روز، بدين شرح وارد شده است :
الف ) در هر ركعت سوره حمد، ده مرتبه ، سوره اخلاص و ده مرتبه آيه الكرسى خوانده شود.
ب ) خواندن اين دعا
اللهم ما عملت فى هذه السنه من عمل نهيتنى عنه و لم ترضه و نسيته و لم تنسه و دعوتنى الى التوبه بعد اجترائى عليك . اللهم فانى استغفرك منه فاغفرك منه فاغفرلى و ما علمت من عمل يقربنى اليك فاقبله منى و لا تقطع رجائى منك يا كريم ! ( 237)
خدايا! آنچه كردم در اين سال از كارهايى كه مرا نهى كردى و از آن مورد پسندت نبود و من فراموش كردم ، و تو فراموش نكردى و پس از جرئت برتر و دعوت كردى مرا به توبه ، بار خدايا! آمرزش مى جويم از آن بيامرز مرا و آنچه به جا آوردم از كارهايى كه مرا به تو نزديك كند بپذير از من اميد مرا از خودت مبر، اى كريم !




برچسبها : تقویم - عبادی
نوشته شده توسط حسین متقی در 5 آذر 1388 ساعت 21:39
عاشقان عیدتان مبارک باد | عمومي

 

 عید قربان برمسلمانان مبارک باد

 سـوال 644 :به نظر   جنابعالى, نماز دو عيد و نماز جمعه,چه نوع واجبی است؟
جـواب: در عصر حاضر, نمازهاى هر دو عيـد واجب نيست, بلكه مستحب مـى بـاشنـد و امـا نمـاز جمعه واجب تخييرى است.

سـوال 645 :آيا زياد و كـم كردن در قنـوت هاى نماز عيد سبب بطلان آن مى گردد؟
جـواب: نمـاز به سبب آن بـاطل نمـى گردد.

سـوال 646 :در گذشته معمـول بـود كه هر پيشنمازى, نماز عيد فطر را در مسجد خـودش اقامه كند, در حال حاضر آيا اقامه هر دو نماز عيـد از طـرف ائمه جمـاعات جـايز است يا نه؟
جـواب: براى نماينـدگان ولـى فقيه كه از طرف وى, مجاز به اقامه نماز عيد هستنـد, اقامه آن جايز است و همچنيـن ائمه جمعه كه از طرف ولـى فقيه نصب شـده اند مـى تـوانند نماز عيد را در عصر حاضر بصورت جماعت برگزار نمايند, اما غير اينها, احتياط ايـن است كه نماز عيد را فرادى بخـوانند و مـى تـوانند بجماعت بقصـد رجا, نه بقصـد ورود بخـواننـد, بله, اگر مصلحت اقتضا نمايد كه نماز عيد واحدى در شهر برگزار شـود, اولـى ايـن است كه غير از امام جمعه منصـوب از طـرف ولـى فقيه كسـى متصـدى اقـامه آن نشـود.

سـوال 647 :آيـا نمـاز عيـد فطـر قضـا مـى شـود؟
جواب: قضا ندارد.

سـوال 648 :آيـا  نمـاز عيـد فطـر, اقـامه دارد؟
جواب: اقامه ندارد.

سـوال 649 :اگر امام جماعت, براى نماز عيـد فطر اقامه بگوید, نمـاز خـودش و نمـاز ديگـران چه حكمی دارد؟
جـواب: به صحت نماز عيد امام جماعت و ماءمـوميـن ضرر نمى رساند.

 

 حضرت ایه الله خامنه ای دامت برکاته



برچسبها : عاشقان - عیدتان - مبارک - باد
نوشته شده توسط حسین متقی در 4 آذر 1388 ساعت 19:15
شهادت سفیرولایت | عمومي

مسلم بن عقيل
نماينده اعزامى سيدالشهدا از مكّه به كوفه براى بررسى اوضاع و بيعت گرفتن از مردم . مسلم بن عقيل ، پسرعموى امام حسين عليه السّلام و مورد وثوق وى بود. رشادت و جوانمردى او مشهور بود. در جنگ صفين ، در جناح راست لشكر على عليه السّلام بود. امام حسين عليه السّلام در پاسخ به دعوتنامه هاى مكرّر شيعيان و سران كوفه ، نامه اى خطاب به آنان نوشت و مسلم بن عقيل را بعنوان ((برادر، پسرعمو و فرد مورد اطمينان خود)) به آنان معرّفى كرد. مسلم در نيمه شعبان از مكّه به كوفه رفت ، در كوفه به تلاش ‍ وسيعى براى دعوت مردم به بيعت با امام پرداخت . آن زمان والى كوفه نعمان بن بشير بود. حدود 18 هزار نفر با او به نفع امام بيعت كردند. در ايّام فعاليّت و قيام حماسى مسلم ، والى كوفه عوض شد و ابن زياد به ولايت كوفه و مقابله با حركت مسلم منصوب گشت . جايگاه مسلم در كوفه پنهان بود. ابن زياد به كمك جاسوسان محلّ اختفاى او را پيدا كرد و به دستگيرى ميزبانش كه ((هانى )) بود پرداخت . مسلم بن عقيل مجبور شد قيام خويش را پيش از موعد علنى كند. قصر ابن زياد به محاصره درآمد.
ابن زياد، سران شهر را گرد آورد و آنان را با تهديد و تطميع ، مطيع خويش ساخت . با ايجاد جوّ رعب و وحشت و دستگيريها، بيم و هراس بر مردم سايه افكند و از دور مسلم پراكنده شدند. مسلم بن عقيل در كوفه ، تنها و غريب و بى پناه ماند. شب به خانه طوعه رفت . جايگاه او براى ابن زياد معلوم شد. نيروهايى فرستاد، مسلم از خانه بيرون آمد و در كوچه ها و ميدان شهر، يك تنه با سربازان ابن زياد جنگيد تا آنكه گرفتار شد. او را به قصر ابن زياد بردند. پس از گفتگوهاى تندى كه ردّ و بدل شد، به دستور ابن زياد، او را بالاى قصر برده ، سر از بدنش جدا كردند و پيكرش را به زير افكندند.(1261) سر مسلم را همراه سر هانى نزد يزيد فرستادند. شهادت مسلم بن عقيل ، روز هشتم ذيحجه سال 60 (روز عرفه ) بود. قبر مسلم در كوفه و متصّل به مسجد كوفه است . قبر هانى و مختار هم نزديك قبر اوست . و در سال 1282 قمرى گنبدش كاشى و ضريحش از نقره شد و اطراف ضريح ، مجلّل و آينه كارى گشت . محدّث قمى پس از ذكر اعمال مسجد جامع كوفه ، نماز و زيارتنامه اى براى حضرت مسلم نقل كرده است . با اين شروع : ((الحَمدُلِلّهِ المَلِكِ الحَقِّ المُبين ...))(1262

 



مطالب مرتبط :
هفتم ذی الحجه سالگرد شهادت امام باقر علیهالسلام را تسلیت مگوییم

برچسبها : شهادت - سفیرولایت
نوشته شده توسط در 4 آذر 1388 ساعت 19:02
ذی الحجه | عمومي

روز هشتم ماه  
روز ترويه . ( 198)
حركت امام حسين (ع ) از مكه در سال 60 ق .
1. غسل آن را در تمام روز مى توان انجام داد.
( 199)
2.روزه گرفتن .
( 200)
نهم ماه  
روز عرفه .
شهادت حضرت مسلم بن عقيل در سال 60 ق .
شب

1. مناجات و دعا. شب عرفه از شب هاى بسيار مناسب براى توبه و مناجات با خداوند است . ( 201)
2. زيارت امام حسين (ع ). در روايات آمده است كه خداوند در شب عرفه ابتدا به زائران قبر امام حسين (ع ) نظر مى كنند و سپس به كسانى مه در موقف هستند.
( 202)
روز
1. روزه داشتن . روزه اين روز، مستحب است ؛ مگر براى كسى به جهت ضعف ، نتواند اعمال اين روز را انجام دهد، كه در اين صورت مكروه است . ( 203)
2. غسل .
( 204)
3. زيارت امام حسين (ع ). از امام صادق (ع )نقل شده است كه خداوند، بر زائران قبر امام حسين (ع )تجلى مى كند و خواسته هاى آنان را بر آورده مى كند و گناهانشان را مى آورزد، آنگاه بر اهل عرفات ، تجلى مى كند.
( 205)
4. اعمال عصر:
الف ) دو ركعت نماز بعد از نماز عصر. اين نماز مستحب است كه در ركعت اول سوره حمد و اخلاص خوانده شود و در ركعت دوم سوره حمد و كافرون خوانده شود.
ب ) چهار ركعت نماز. در اين نماز، كه در هر ركعت ، يك مرتبه سوره حمد و پنجاه مرتبه سوره اخلاص خوانده مى شود.
ج ) دعا و ذكر. يكى از دعاهاى سفارش شده در اين روز، دعاى عرفه امام حسين است .
( 206)
دهم ماه  
عيد قربان .
شب

1. شب زنده دارى . ( 207)
2. زيارت امام حسين (ع ).
( 208)
3. خواندن دعاى
يا دائم الفضل على البريه ( 209)
روز
1. غسل . ( 210)
2. خواندن دعاى ندبه .
( 211)
3. خواندن تكبيرات . به اين شرح :
الف ) بعد از نماز ظهر روز عيد تا بعد از نماز روز دوازدهم .
ب ) كسانى كه در منا هستند، از نماز ظهر روز عيد تا بعد از نماز صبح روز سيزدهم .
اين تكبيرات در اعمال روز عيد فطر گفته شد.
( 212)
4. خواندن دعاى چهل و هشتم صحيفه سجاديه .
( 213)
5. خواندن نماز عيد.
( 214)
6. قربانى .
( 215)
7. ترك روزه . روزه گرفتن در اين روز، حرام است .
( 216)
روز يازدهم ماه  
ايام تشريق .
يازدهم ، دوازدهم و سيزدهم ذى حجه ، ايام تشريق ناميده مى شود. روزه گرفتن در اين ايام ، براى كسى كه در منا باشد، حرام است .

- دعا در عرفات

عن الرضا -عليه السلام- قال: كان ابو جعفر يقول: ما من بر و لا فاجر يقف بجبال عرفات فيدعو الله الا استجاب الله له. اما البر ففى حوائج الدنيا و الاخرة و اما الفاجر ففى امر الدنيا.

امام رضا-عليه السلام- فرمود: هيچ نيكوكا و بدكارى در كوههاى عرفات دعا نمى‏كند مگر اينكه خدا دعايش را مى‏پذيرد. دعاى نيكوكاران را در حوائج دنيا و آخرت و دعاى بدكاران را در كار دنيا مى‏پذيرد.

بحار الانوار/ ج‏96/ 251

- اهميت عرفات

عنى النبى -صلى الله عليه و آله- قال: اعظم اهل عرفات جرما من انصرف و هو يظن انه لن يغفرله.

پيامبر اكرم -صلى الله عليه و آله- فرمود: گناه كسى از همه بزرگتر است كه از عرفات برگردد و خيال كند آمرزيده نخواهد شد.

عرفات

عرفات،نام منطقه وسيعى است با مساحت‏حدود 18 كيلومتر مربع كه در شرق مكه،اندكى متمايل به جنوب در ميان راه طائف و مكه،قرار گرفته است.اين منطقه به وسيله كوههايى كه به شكل نيم دايره در اطرافش قرار دارد،مشخص شده است.زائران بيت الله الحرام در روز عرفه;يعنى نهم ذى حجه در اين منطقه حضور دارند.اين حضور،در اصطلاح فقهى‏«وقوف‏»ناميده مى‏شود و از اركان حج تمتع است.عرفات خارج از محدوده حرم قرار دارد و اطراف آن با علائم و تابلو به طور دقيق مشخص شده است.

گفته‏اند نام عرفات مربوط به زمانى است كه جبرئيل مراسم حج را به آدم-ع-آموزش داد و در پايان به او گفت:«عرفت؟»(آيا شناختى؟).و در نقلى ديگر آمده است كه آدم و حوا پس از هبوط از بهشت و آمدن به روى كره خاكى،در اين منطقه همديگر را يافتند و يكديگر را شناختند(تعارفا).

در شمال شرقى عرفات‏«جبل الرحمه‏»قرار دارد.اين كوه مستقل از كوههايى است كه منطقه را در حصار خود گرفته.روايت‏شده است كه رسول خدا-ص-خطبه حجة الوداع را بر فراز اين كوه ايراد كرد. (14)



برچسبها : الحجه
نوشته شده توسط در 4 آذر 1388 ساعت 12:24
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]  [5]  [6]  [7]  [8]  [9]  [10]  [11]  [12]  [13]  [14]  [15]  [16]  [17]  18  [19]  [20]  [21]  [22]  [23]  
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي
ليست برچسبهاي وبلاگ
آخرین - اطلاعیه - مورد - لیله - معارف - مطلب - قسمت - ماه - اول - عاشورای - 7تیر - هادی - هلال - عاشورا - مناجات - خوانندگان - محبت - سوال2 - درمیمه - خاطره - بازگشت - هفتم - وحدت - شهادت - امام - دوازدهم - رویت - یازدهم - ترور - ازتبیان - نوزدهم - اطلا - هاشم - خبر - رجا - بنی - شرعی - قصار - روضه - وبلاگ - ربیع - امار - جواد - فـقه - ادامه - خواب - علیهالسلام - تذکر - معصومه - حضرت - استفتائات - عاشقان - قبل - الاولی - اخرین - غدیر - درلغتنامه - فاطمیه - سلام - درموردخواب - بررسی - تداوم - hulhg - شهید - نزدیک - قمر - اعمال - تقویم - ماهواره - سال - اقا - القدر - جدید - رمضان - نهم - سفیرولایت - غدیریه - القعده - عقود - پاسخ - تتت - دهه - شرح - دعا - هفدهم - روز - اکبر - عرف - درآستانه - انتها - سیاسی - کاظم - برگ - وهابیت - محمد - مصحف - رضا - هفته - علامه - مسئله - وخانواده - هشدار - ضـرورت - عیدتان - نذر2 - مقاله - 15خرداد - اهل - لَیْلَةُ - المفسرین - روزه - مطهری - اموات - دعا16 - مقتل - کفاره - عیدین - احکام - توجه - رهبری - مشترک - معلم - نمازآیات - شعبان - بدر - کیست - قرانی - زندگی - درتغتنامه - اخر - صحن - نذر - 12فروردین - احکامی - عید - دعای - رجب - رحلت - 22بهمن - راهپمایی - صادق - نماز - النجاه - الْقَدْرِ - استفتائ - دعای27 - قدیم - جدیدترین - البلاغه - سفینه - عمر - هشتم - دهم - رهبرانقلاب - مسجد - اوقات - یاد - لقطه - hnhli - سخن - الحجه - 0 - انقلاب - یادیک - مبارک - فضل - سالگرد - سید - الرغائب - 17ربیع - دعا18 - تسلیت - یاداوری - میگوییم - هیئت - محرم - اربعین - ذکر - کتاب - جمعه - اعتیاد - الحزن - میهمانی - بمناسبت - فتاوای - باقر - بیست - وصیت - روز25ذی - السلام - زینب - تربت - نهج - وندبه - نظر - نقل - قدس - اغاز - مگوییم - ایات - خورشیدگرفتگی - برای - یوم - پیروزی - آمـوزش - غدیر4 - مبعث - سلامت - عزاداری - عبادی - الثانی - عام - خطبه - الرسول - تبیان - مباهله - سوال - کلام - آیات - زمان - زبان - شبهه - نور - میمه - lhn - نویسی - منتخب - حسن - ولادت - درمحضر - یکی - شعبانیه - نیت - مقدس - استانه - همشهری - حسین - گوییم - داوود - میلاد - نکته - دهخدا - kbv - سنتهای - hni - باد2 - الساجدین - دراستانه - فطر - دعای25